السيد عبد الحسين الطيب

90

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى)

كه نام و نشان و صفات و خصوصيات پيغمبر اسلام را ذكر مىكند و ايمان آوردن به او را براى آنان لازم و ضرورى ميشمارد چنانچه در قرآن ميفرمايد الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجِيلِ يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّباتِ وَ يُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبائِثَ وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتِي كانَتْ عَلَيْهِمْ الاية « 1 » و ما در مجلد اول كلم الطيب آياتى كه از تورات كه بشارت بظهور پيغمبر اسلام صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم داده از كتب خود آنها نقل نموده‌ايم « 2 » و اين يك اشكال علمى به يهود است كه اگر اين توراتى كه در دست شماست كتاب آسمانى و وحى الهى است و موسى آورده بايد بتمامش ايمان داشته باشيد و بالنتيجه رسالت پيغمبر اسلام را تصديق كنيد و اگر چنين نيست چرا ادعا ميكنيد كه كتاب آسمانى و وحى الهى است و به آن اقرار و گواهى مىدهيد . « فرع » بعضى از مفسرين به اين آيه تمسك نمودند كه ايمان و كفر ممكن است با هم جمع شود به اين معنى كه شخص مؤمن ببعض از امور دينى و كافر ببعض ديگر باشد ، ولى اشتباه بزرگى نموده‌اند براى اينكه اولا ايمان مركب ارتباطى است و عبارت از اعتقاد بمجموع امور دينى من حيث المجموع است بطورى كه اگر همه امور اعتقادى و ضروريات را باستثناء يكى از آنها قبول كند اطلاق مؤمن بر او نميشود ، و ثانيا آيه در مقام مذمت است يعنى چگونه مىشود كسى ادعاى ايمان بآئين بنمايد و حال آنكه بعضى از آن آئين را قبول و بعضى از آن را رد كند ؟ « فَما جَزاءُ مَنْ يَفْعَلُ ذلِكَ مِنْكُمْ إِلَّا خِزْيٌ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا » خزى در لغت بمعنى

--> ( 1 ) - سوره اعراف آيه 156 ( 2 ) - صفحه 352 - 359